این روزا

می دونی دلم چی می خواد؟ اینکه یک هفته تمام کاری نداشته باشم و بشینم کتاب بخونم، آهنگ گوش بدم و گیم بزنم. این هفته هم اینطوری نباشه که بعد از تموم شدنش بیافتم به چه کنم چه کنم، نه، هیچ نوع دغدغه ای نداشته باشم. اصلا می دونی چطور باشه؟ این فیلم ها رو دیدی که طرف تو یه روز گیر می کنه و هر روز که از خواب پا می شه می بینه همون دیروزه؟ از همون ها، یک هفته تو یه روز مثلا امروز گیر کنم. هی بشینم و حال کنم. بعد نه اینکه پولم هر روز ریست می شه، هر کاری که دلم خواست انجام بدم. بعد یه روز می رم یه رستوران خوب، مثلا شاندیز، غذای خوب می خورم. مثل باهنر که اون روز که ما رفته بودیم اونجا اونم اومده بود و برا یکی از فامیلاشون تولد گرفته بودن. غذا خوردن آداب داره، همینطوری که نیست که. باید از خوردن لذت ببری. به نظرم بهترین راهش هم اینه طوری بخوری که همیشه دهنت پر باشه. نذاری مزه غذا از دهنت بره. اصلا وقتی آدم غذا رو آروم می خوره حال نمی ده. هی می شینه به فکر کردن و نگاه کردن. بعد تو فکر کردن هاش به کارای ضایعی که کرده فکر می کنه و کوفتش می شه. آدم باید غذا رو تند بخوره. یه فامیل داریم که تازه با ما فامیل شده. همش غذا رو آروم می خوره و من هی حرص می خورم که چرا غذای به این خوشمزگی رو آروم می خوره. تازه بدیش اینه که اومن کسی که به خاطرش با ما فامیل شده هم داره غذا خوردنش عوض می شه و اونم آروم می خوره. فکر کن. بی بی سی داره خبر می ده در مورد اینکه چقدر آدم گشنه تو دنیا هست و اون نشسته به جای خوردن داره تماشا می کنه. تازه بعد که خبر می دن وضع اقتصادی مملکت خراب هستش و داریم بدبخت می شیم و وضعمون به تقی بسته است باز نشسته داره نگاه می کنه. بخور، اگه تو نخوری یکی دیگه می خوره ها. اصلا به من چه، من که از ساعت 9 اونجا که نبودم که، من از 8 هم نه از 7 اونجا بودم. بعد فکر کن 25 ام این ماه تولدم بود، یعنی من شدم 27 ساله. نمی دونم چرا ملت به این خرداد گیر دادن، بابا چه شه ماه به این قشنگی، تو تاریخ این مملکت ماهی به قشنگی خرداد هم داشتیم؟ نداشتیم دیگه. تازه دیروز یکی اس ام اس زده بود تولد کورش امروزه. خوب من چی کار کنم؟ به من چه که چی کار کرده، چطور آدمی بوده؟ اصلا نمی فهمم چرا باید به آثار باستانی این همه توجه کنن. همین تبریز خودمون. یه مسجد داره به اسم کبود. بقلش یه قبرسونی بود تاریخی. کجا؟ نزدیک میدون ساعت، مرکز شهر، بهترین جای ممکن برا ساختن پاساژ و بازار. دمشون گرم، خاک برداری کردن و یه پاساژ ساختن به چه قشنگی. آدم حال می کنه از نماش. آثار باستانی رو می خوایم چی کار کنیم؟ اگه لازم شد دوباره می سازیمشون دیگه.

0 پاسخ to “این روزا”



  1. نوشتن دیدگاه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s





%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: