رانندگی

اصلا اگه دست من بود، یعنی اگه پولش رو داشتم و یا قدرتش رو داشتم و یا محبوبیتش رو داشتم و یا آدمش رو داشتم و یا پارتی داشتم و یا اگه می شد وام بگیرم و پس ندم می دونستی چیکار می کردم؟ یه کشتی فضایی می ساختم مثل همینی که تو این فیلم رومانتیک پیکسار هستش و دو تا روبات می رن و میان و یکی هم هست یه چراغ رو جوش می زنه و خراب می کنه و آخرش هم گیر می کنه بیرون کشتی فضاییه. از همون کشتیا می ساختم و ملت رو به زور هم که شده توش می چپوندم و گازش رو می گرفتم تو یه گوشه ای از این منظومه و اگه جا برای اجاره نداشتن تو این کهکشون و اگه نشد تو کهکشون بغلیه ( اخه آدم دلش می خواد خونه اش نزدیک آشنا و فامیلاش باشه) یه سیاره ای پیدا می کردم و ملت رو می ریختم اونجا. بعد شروع می کردیم با هم خونه و مزرعه و کار و دانشگاه و اینجور چیزا می ساختیم و بعد توی اون سیاره قانون می نوشتم و می زدم رو یه تخته سنگ وسط میدون شهر. که چی؟ هر کسی اگه دید چیزی رو داره و یکی دیگه بیشتر از اون بهش نیاز داره باید بهش بده به اون. می دونی چی می شد؟ می شد زمینی که دیگه بی بی سی فارسی تصاویری از بچه های گشنه آفریقا نداشت که نشون بده.
کسی می دونه چطور می شه یه کشتی فضایی رو روند؟

1 پاسخ to “رانندگی”


  1. 1 میترا آگوست 12, 2011 در 4:40 ب.ظ.

    دلم برات تنگ شده بود امین! همین!


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s





%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: